انسان اجتماعی آفریده شده و باید در اجتماع زندگی کند و به تنهایی نمیتوان نیازمندیهای خود را فراهم آورد، چون انسانها در بقای شخص و نوع به یکدیگر نیاز دارند و رسیدن انسان به کمال و حرکت در مسیر رسیدن به کمال بدون بقاء امکان پذیر نیست. بنابراین رسیدن به کمال منوط به تعاون با یکدیگر است.
مرحوم علامه طباطبایی می نویسد: انسان برای رفع نیازمندیهای خود از همه چیز استفاده میکند، در راه وصول به مقاصد خود از بسایط و مرکبات زمین کمک می گیرد. اقسام نباتات و درختها را از برگ میوه آنها گرفته تا ساقه و ریشه و انواع حیوانات و محصولات وجود آنها را به مصرف نیازمندیهای خود می رساند و همه را استخدام نموده از فواید وجود آنها بهره برده و نواقص خود را آنچه به دست آورده تکمیل می کند، آیا انسانی که حالش این است و هر چه پیدا می کند در راه منافع خود استخدام نموده از نتایج وجودش استفاده می کند وقتی که به همنوعان خود رسید، احترام گذاشته رویهای دیگر پیش خواهد گرفت و از راه صفا دست تعاون و همکاری به سوی آنها دراز کرده و در راه منافعشان از بخشی از منافع خود چشم خواهد پوشید نه هرگز.
بلکه انسان از یک طرف نیازمندیهای بی شمار خود را که هرگز به تنهایی از عهده برآوردن همه آنها بر نخواهد آمد، حس می کند و امکان رفع بخشی از آن نیازمندیها را به دست همنوعان دیگر خود درک می نماید و از طرف دیگر مشاهده می کند که نیرویی که وی دارد و آرزوها و خواستهایی که در درون وی نهفته است دیگران نیز که مانند وی انسان هستند و چنانکه از منافع خود دفاع می کند و چشم
نمیپوشد دیگران نیز همین حال را دارند.
اینجاست که اضطراراً به تعاون اجتماعی تن میدهد و مقداری از منافع کار خود را برای رفع نیازمندی خود به دیگران می دهد و در مقابل آن مقداری که برای رفع نیازمندیهای خود لازم دارد، از منافع کار دیگران دریافت می کند و در حقیقت وارد یک بازار داد و ستد عمومی
میشود که پیوسته سرپاست و همه گونه لوازم زندگی در آن به فروش می رسد.
و در نتیجه محصول کار جامعه روی هم ریخته می شود و هر یک از افراد به حسب وزن اجتماعی خود یعنی به مقدار ارزش کاری که به جامعه می دهد از محصول نامبرده سهم می برد و با سهمی که برده نیازمندیهای زندگی خود را رفع می نماید.
اموال و کالاها و خدمات از نظر نوع و ازنظر شدت و ضعف احتیاج به آنها و از نظر قلّت و کثرت وجود کالا و از نظر ارزش تفاوت دارند بر این اساس روابط حاکم بر بازار کار، متأثّر از دیدگاه مکتب اقتصادی به کار است. اعتقادات، اخلاقیات و روشهای عملی، آثارشدیدی بر رفتار دارد. نوع رفتار در بازار کار، آثار خود را در بخش تولید و بر رشد جامعه پدید میآورد. طبق آموزه های اقتصادی رمضان و اعتقاداتاسلامی و اخلاقیات آن، مسلمان را به انجام کار اقتصادی ترغیب ساخته، انگیزههای متعدّدی را در او ایجاد میکند. برخلاف آنچه درباره آموزههای دینی گفته شده، مبانی ارزشی و اعتقادی مسلمان توانایی ایجاد برآیند رفتار توسعهزا را در خود دارد. متون دینی و عملکرد اولیای دینی، کار اقتصادی را مطلوب و محبوب معرّفی کرده است و اعتقاد به قضا و قدر الهی، رزاقیت خداوند، شفاعت، قیامت، توکّل، زهد و صبر فقط تضادی با انجام کار نداشته، بلکه درک صحیح از موارد پیشگفته، اثر مثبت آن را بر کار و ایجاد زمینه رشد و توسعه اقتصادی نشان میدهد.
از مجموع احادیث و روایاتی که در این زمینه در فضای اقتصادی رمضان وجود دارد بهطور خلاصه مطالب ذیل استنباط می شود:
1. کار در نگاه دین، در گستره هستی جاری است و شخص با کار با مجموعه عالم هستی و خالق آن هماهنگ میشود.
2. هر نوع کار حلال مطلوب است؛ گرچه برخی از کارها و فعّالیتهای اقتصادی به جهت اهمیّت آن در متون دینی مورد ترغیب بیشتر قرار گرفته است.
3. اولیای الهی به انواع کارها مثل کارگری، خیاطی، زرهبافی، صنعتگری، تجارت، کشاورزی، میپرداختند و کار را فضیلت انسانی وعبادت الهی میدانستند.
4. اعتقادات اسلامی، ترغیبکننده فعّالیت اقتصادی است و چون دنیا مزرعه آخرت و از بهترین اعمال صالح، کسب درآمد حلال است، با کار آخرت شخص و ارزش انسانی او تضمین میشود.
5. اخلاقیات دینی هیچگونه تنافی با تلاش اقتصادی ندارد و عواملی همچون زهد و قناعت مصرف را متعادل میکند، نه آنکه به تولید ضربه بزند؛ از این رو، این امور در جوامع در حال توسعه باعث افزایش پسانداز و افزایش سرمایه جهت تولید بیشتر میشود.
6. انجام بسیاری از فضایل اخلاقی مثل سخاوت، دستگیری از فقیران، صله رحم، وقف، کمک به همنوع، نیازمند کسب درآمد بیش ازحدّ نیاز و صرف آن در موارد پیشین است. بدون کار نمیتوان به فضایل اخلاقی دست یافت.
7. کار اقتصادی به علل گوناگون مورد رغبت مسلمان است. تأمین معاش، رفع احتیاج اجتماع، عزّت نفس، رشد عقلانی، سلامتجسم، زدودن چهره زشت فقر، گسترش اخلاق و نابودی مفاسد اجتماعی، حفظ دین و کسب ثواب آخرتی به همراه مطلوبیت کار، مؤمن رابه کار ترغیب میکند.
8. گسترش فرهنگ دینی درباره کار زمینه تلاش همهجانبه افراد برای رشد اقتصادی را فراهم میکند و افراد توجّه جدّی به نفس کاردارند تا نوع آن؛ بنابراین خواهند کوشید بیکاری را به هر صورت از خود دور سازند و هر کار حلالی را عزیز داشته، به بیکاری ترجیح دهند.
9. حاکمیت فرهنگ دینی، اثر مثبت بر بهرهوری نیروی کار و کاهش هزینههای اضافی مثل اسراف منابع و اتلاف وقت دارد و روابط انسانی در بازار کار را بهبود میبخشد.
10. کار اقتصادی پیوند دنیا و آخرت است و با آن میتوان حسنه در دنیا و آخرت را کسب کرد.
یکشنبه 6 شهریور ماه سال 1390
موضوع:
نظرات: 
